بیشتر بنگاهها از اسرار استفاده می کنند تا دانش خود را از تقلید کنندگان بالقوه محافظت کنند. با این حال ، مبانی نظری برای پنهان کاری به خوبی بررسی نشده است. ما ادبیات مربوط به حفاظت از دانش را گسترش می دهیم و سازوکارهای نظری را ارائه می دهیم که چگونگی تأثیر دیداری اطلاعات بر اهمیت رازداری به عنوان یک ابزار محافظت از دانش تأثیر می گذارد. با تکیه بر سازوکارهای اقتصاد اطلاعات و نظریه سیگنالینگ ، فرض می کنیم که محرمانه بودن برای محافظت از دانش برای بنگاه هایی که الزامات قانونی برای افشای اطلاعات به سهامداران دارند از اهمیت بیشتری برخوردار است. علاوه بر این ، ما استدلال می کنیم که این اثر وابسته به موقعیت مکانی در یک خوشه فن آوری ، سرمایه گذاری شرکت در دارایی های ثابت و عملکرد نوآوری گذشته شرکت است. ما فرضیات خود را با استفاده از نمونه نماینده ۶۸۳ بنگاه در آلمان بین سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۱۳ آزمایش می کنیم. نتایج ما از تأثیر تعدیل یک خوشه فن آوری و سرمایه گذاری شرکت در دارایی های ثابت پشتیبانی می کند. یافته های ما هم دانشگاهیان و هم مدیران را در مورد چگونگی توازن بین الزامات افشای اطلاعات با استفاده از رازداری به عنوان یک ابزار محافظت از دانش ، آگاه می کند.