کانال های جریان در جنوب غربی آمریکا به دلیل عدم تفسیر و تفکر بیش از حد سوء تفاهم شناخته شده اند. این سوء تفاهم عواقب جدی برای سیاست زیست محیطی به ویژه در تعیین محدوده صلاحیت تحت قانون آب پاک دارد. در حالی که وضعیت فعلی مقررات مربوط به محدوده آبهای قضایی در حال شارژ است ، مقررات در حال حاضر کدگذاری شده مستلزم آن است که شاخه های قضایی صلاحیت دارایی باید یک ارتباط فیزیکی ، شیمیایی یا بیولوژیکی با آبهای پایین دستی قابل کنترل دریا داشته باشند. عدم وجود جریان مداوم در کانال های جریان خشک باعث سوء تفسیر شاخص های فیزیکی و شیمیایی می شود که معمولاً در جریان چند ساله محیط های مرطوب استفاده می شود. در اینجا ما به استفاده از پوشش گیاهی ساحلی به عنوان یک شاخص بیولوژیکی از حضور کانال جریان و اتصال در محیط های خشک می پردازیم. بر اساس یک بررسی کامل در مورد ادبیات و سنتز مطالعات منطقه خشک ، ما الگوهای کلیدی مکانی مکانی پوشش گیاهی ساحلی خشک را یافتیم که به طور بالقوه می تواند برای تعیین اتصال هیدرولوژیکی مورد استفاده قرار گیرد. بخش عمده ای از پوشش گیاهی در امتداد کانال های جریان خشک به خوبی با کمبود آب سازگار است و در پاسخ به تفاوت های ژئومورفولوژی ، هیدرولوژی و کاربری اراضی در مقیاس های مختلف متفاوت است. پوشش گیاهی ریپاریان در محیط های خشک از هیدروپریپاری تا خرابگیر متغیر است و می تواند گونه های مرتفع را شامل یا بطور انحصاری تشکیل دهد. صرف نظر از نوع گونه ، گیاهان در نزدیکی کانالهای جریان متراکم تر و بزرگتر از گیاهان مرتفع هستند. دسترسی به آب قابل اعتماد منجر به تراکم ، گیاهان بزرگتر و گونه های وابسته به آب می شود. برای نشان دادن پتانسیل پوشش گیاهی ساحلی به عنوان یک شاخص اتصال ، با یک مطالعه موردی از Wash Sycamore Wash در شمال آریزونا نتیجه گرفتیم. ما از شاخص پوشش گیاهی نرمال شده برای استفاده از (۱) تمایز بین پوشش گیاهی ساحلی و کوهستانی ، و (۲) ارتباط اتصال تکه های پوشش گیاهی ساحلی استفاده کرده ایم. با درک تنوع مکانی و مکانی پوشش گیاهی ساحلی در امتداد کانالهای جریان خشک ، می توان تصمیمات بهتری در مورد تنظیم و مدیریت آنها گرفت.