مجموعه کوچکی از نمونه ها از گلارم فیجر ، در سواحل غربی سوئد ، به همراه داده های منتشر شده ، امکان تحقیق در مورد “آنتروپوسن” را در درون فیگار فراهم آورده است. سوابق کیست dinoflagellate و تجزیه و تحلیل آماری آن قادر به نشان دادن هرگونه تغییر مشخص در مونتاژها یا در مرز پیشنهادی یا در واقع در جوانترین رسوبات در بالای توالی نیست. با این حال ، در جوانترین مجموعه هایی که مورد علاقه هستند اختلافات کوچک وجود دارد. به ویژه این موارد شامل تغییرات کمی در تعداد برخی از گونه ها به ویژه Pentapharsodinium dalei می باشد که ممکن است نشانگر محیط های کمی خنک تر مرتبط با تابش اقیانوس اطلس شمالی زمستان (NAO) و در دسترس بودن اضافی مواد مغذی از پمپاژ Ekman باشد. این تغییرات در مقیاس کوچک در مجموعه ها به پویایی روشن در جمعیت فیتوپلانکتون واکنش نشان می دهند که به هر دو تغییرات محیطی انسانی و انسانی تغییر می کنند. شواهدی از پیچیدگی سیستم.
ابزار اثبات شده کیست های dinoflagellate در ترسیم تغییرات آب و هوایی در کل پلیستوسن و هولوسن در گلومار فیجر ، و در جای دیگر در سواحل غربی سوئد در تضاد با تغییر اندک در مرز “آنتروپوسن” است. با این وجود موقعیت جغرافیایی فیبرها در امتداد Skagerrak ایده آل برای نظارت بر تغییرات محیطی در حوضه دریای شمال و شاید بیشتر در شرق اقیانوس اطلس شمالی شمالی باشد. به خصوص از آنجایی که تغییر بیشتر اوضاع ، تغییر رژیم در محیط دریایی را تحت تأثیر گردشگری ، صنعت و باغداری در ساحل قرار می دهد.