این مقاله از این ایده حرکت می کند که اصطلاح مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) به مفهوم “چتر” اشاره دارد که شامل مجموعه ای از شیوه های متنوع است که از طریق آن یک شرکت قصد دارد انتظارات طیف گسترده ای از ذینفعان را برآورده کند. این مفهوم نشان می دهد که نیاز به شرکت ها برای جدا کردن روابط پیچیده در بین تعهدات اجتماعی خود و تعریف استراتژی های CSR است که در واقع کارآمد و کارآمد هستند. بنابراین ، این مقاله با هدف شناسایی ابعادی که CSR در حال تحول است و فشارهایی که می تواند موقعیت شرکتها در رابطه با این ابعاد را توضیح دهد به منظور فراهم آوردن چارچوبی جامع به مدیران و دانشگاهیان ارائه می دهد. با تکیه بر یک دیدگاه نهادی و به طور خاص در مفهوم منطق نهادی ، چارچوبی از عوامل متنی که بر انتخاب شرکتها با توجه به استراتژی های CSR تأثیر می گذارد ، تهیه شده است. چارچوب پیشنهادی سپس برای تجزیه و تحلیل پرونده شرکت انرژی چندملیتی استفاده می شود که با گذشت زمان استراتژی CSR خود را به طور قابل توجهی تعریف کرده است ، بنابراین اثرگذاری بر فشارهای مختلف نهادی دارد. تجزیه و تحلیل مورد ، سه نوع اصلی از پاسخ به تنش های ناشی از فشارهای مختلف را روشن کرد: تمرکز روی یک منطق غالب. شیوه های ترکیبی برای تعادل منطق متضاد؛ و جدا کردن ابتکار عمل برای پاسخ دادن “به موازات” فشارهای مختلف. بنابراین ، مقاله به ادبیات CSR در رابطه با مفهوم منطق نهادی برای موضوع کمک می کند و همچنین می تواند از مدیران در شکل دادن استراتژی CSR پشتیبانی کند.