نقاشی روی T.H. تحلیل کلاسیک مارشال درباره چگونگی تکامل حقوق مدنی ، سیاسی و اجتماعی در بریتانیا ، این مقاله نویسندگان را دنبال می کند ، مانند رز و شین ، که از “هرم اجتماعی” استفاده کردند تا نشان دهند که چگونه توسعه معکوس چنین حقوق شهروندی در ملل دیگر ممکن است تضعیف لیبرال دموکراسی باشد. . در مقابل ، من استدلال می کنم که این دنباله بسته به تاریخ منحصر به فرد خود یک جامعه متفاوت است و هیچ یک از مسیرهای واحد نمی تواند توسعه دموکراسی لیبرال را تعریف کند. در مکزیک ، توسعه حقوق شهروندی (عمدتاً اجتماعی ، سیاسی و مدنی ، به دنبال طبقه بندی T.H Marshall) توسط یک سری بحران های اقتصادی و امنیتی انجام گرفت که بر بخش گسترده ای از جامعه مکزیک تأثیر گذاشت. نتیجه این فشارها – از بالا (نخبگان سازمان یافته) و از زیر (گروه های مردمی سازمان یافته) – اجرای بیشتر حقوق سیاسی موجود است. این تغییر اساسی سرانجام منجر به انتخابات رأی آور (از اواخر دهه ۱۹۹۰) شد که به نوبه خود سیاستمداران را مجبور کرد تا به تغییر شکل دادن حقوق اجتماعی (مثلاً ساختن برنامه هایشان جهانی و نه انتخابی) توجه کنند. از آنجا که “جنگ علیه مواد مخدر” رئیس جمهور فیلیپه کالدرون (۲۰۰۶-۲۰۱۲) ، قانون اساسی قابل توجهی نیز وجود داشته است – که با حمایت گسترده مردم – به منظور تقویت حقوق مدنی (به عنوان مثال ، اصلاح عدالت کیفری در سال ۲۰۰۸ ، اصلاحات در سال ۲۰۱۱ در اصلاحات و حقوق بشر) تأثیر پذیرفته است.