در حالی که سهم کشاورزی ، جنگلداری و شیلات در اقتصادهای روستایی کاهش یافته است ، اهمیت فعالیتهای متنوع سازی افزایش یافته است. هدف از این مطالعه بررسی چگونگی تأثیر عوامل ساختاری بر تصمیم گیری در مورد تمایز به فعالیتهای غیر کشاورزی در مزرعه و کل کار اختصاص یافته به آنها ، براساس روزهای کاری اختصاص یافته به فعالیتهای متنوع سازی است. با استفاده از توسکانی ، منطقه ای در مرکز ایتالیا ، به عنوان یک مطالعه موردی ، از یک مدل موانع دو جمله ای منفی استفاده شده است تا دو مرحله درگیر در رفتار کشاورزان را نشان دهد. کشاورزان ابتدا تصمیم می گیرند که آیا متنوع سازی کنند و سپس میزان منابع مزرعه را برای اختصاص دادن به متنوع اختصاص دهند. نتایج نشان داد که مزارع واقع در مناطقی که از مناطق شهری دورتر هستند ، احتمالاً متنوع هستند ، اما این مسافت یک عامل تأثیرگذار در پیش بینی تعداد روزهای کاری اختصاص داده شده به متنوع سازی نیست. علاوه بر این ، مزارع کوچک خانوادگی نسبت به مزارع بزرگ کمتر احتمال تنوع دارند و آنهایی که این کار را انجام می دهند روزهای کاری کمتری را به فعالیت های متنوع اختصاص می دهند. توضیح احتمالی این شواهد این است که محدودیت های ساختاری و موقوفه موانع ورود به شرکت در تولید غیر کشاورزی در مزرعه است.