درآمد اساسی جهانی – ایده تضمین حداقل سطح درآمد برای همه – سابقه طولانی دارد که به عنوان یک پیشنهاد اساسی طراحی شده است ، راهی برای رسیدگی به موضوعات اعم از توزیع ثروت و عدالت اقتصادی از طریق کاهش رشد و برابری جنسیتی. با این حال ، تعداد فزاینده ای از طرفداران ، به ویژه در محافل توسعه بین المللی و سیاست های عمومی ، درآمد اساسی را راه حل فنی کارآمد برای فقر و ناامنی اقتصادی می دانند. محققان مطالعات توسعه انتقادی ، چنین “ارائه فنی” از موضوعات پیچیده اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی را با مشکل مواجه کرده اند. در این مقاله ، ما از یک لنز توسعه بحرانی استفاده می کنیم تا به دو بخش از خطر ویژه به پتانسیل تحول آمیز درآمد اساسی اشاره کنیم: استعمار و روابط طبقاتی. ما این کار را از طریق دو مطالعه موردی انجام می دهیم: درآمد اولیه پیشنهادی برای استرالیایی های بومی و حمایت از UBI توسط افراد با ارزش بالا در دره سیلیکون کالیفرنیا. با استفاده از این دو مورد ، ما استدلال می کنیم که علیرغم بهترین اهداف ، بدون درگیر شدن انتقادی و ایجاد تفاوت در مورد سوالات قدرت ، می توان پتانسیل بنیادی درآمد اساسی را به خطر انداخت ، و درآمد اساسی تبدیل به فنآوری سریع دیگری برای مداخلات توسعه و سیاست می شود.