برآورد مزایای نسبی رشد کشاورزی در توزیع مخارج

آیا ترکیب بخشی از رشد اقتصادی کل بر فقر تأثیر می گذارد؟ می پرسیم آیا رشد کشاورزی در کشورهای در حال توسعه باعث افزایش هزینه های خانوارهای فقیر از رشد در سایر بخش ها می شود. در حالی که برخی از تحلیل های فرم کاهش یافته با استفاده از داده های سری زمانی کشور ، داده های پانل منطقه ای برای یک کشور یا داده های مقطعی کشور ، این سؤال را برطرف کرده اند ، این مقاله در استفاده از داده های پانل برای بسیاری از کشورها غیرمعمول است. ما با تدوین یک استراتژی متغیرهای ابزاری برای تصحیح درونی درون رشد رشد تولید ناخالص داخلی ، بخش اعظم ادبیات موجود را بهبود می بخشیم ، که شامل میانگین نرخ رشد درآمد بخش برای کشورهای همسایه است. یافته اصلی ما از برآوردگر متغیر ابزاری ما این است که میزان کشسانی تخمین زده شده در رابطه با رشد درآمدهای کشاورزی به طور قابل توجهی بیشتر از درآمد غیرکشاورزی برای همه است ، اما دهکهای افراطی بالا و پایین. در محدوده میانی توزیع درآمد ، تأثیر رشد ناخالص داخلی معین به دلیل کشاورزی ۴-۴ برابر بیشتر از میزان ناشی از فعالیتهای غیر کشاورزی است. با درک این موضوع که رشد متوسط ​​تولید ناخالص داخلی که از کشاورزی ناشی می شود ، برای دهک های فقیرتر سودمندتر است ، در نهایت بررسی می کنیم که آیا این الگویی است که در گروه بندی های مختلف کشورها قرار دارد یا خیر. دومین یافته مهم این است که ناهمگونی در برخی از گروه بندیها وجود دارد. به ویژه ، متوجه می شویم که فقیرترین مردم فقیرترین کشورهایی است که رشد درآمد کشاورزی برای آنها سودمندترین است.

رفتن به محتوا