بازگرداندن مرزها: زبانهای نامگذاری شده و استعمارزدایی

تحولات اخیر در جامعه شناسی با دور شدن از مفهوم زبانها به عنوان موجودات گسسته و جداگانه مشخص شده است. این در چهارچوب انتقاد عمومی از ساختارگرایی به عنوان یک نظریه زبان که اساساً از ایدئولوژی های چندزبانه ناسیونالیسم اروپایی قرن نوزدهم ناشی می شود ، یا حداقل با آن گره خورده است ، آمده است. براساس این شناخت که مرزهای زبانی کمی بیشتر از ساختارهای سیاسی است ، بسیاری از جامعه شناسان ترجیح می دهند رفتار زبانی را به عنوان یک عمل اجتماعی توصیف کنند ، جایی که گویندگان به جای رعایت قوانین استاتیک از پیش بسته بندی شده و برچسب گذاری ، از زبانهای مشترک زبانی به روشهای روان و پویا استفاده می کنند. زبان ها. با آشکار کردن تعصب یکجانبه عقیدتی محور در کاربردی و جامعه شناسی ، این کار به جای تمرکزهای ترجمه‌گیری و / یا دوزبانه متمرکز شده است ، و در ارائه یک فهم مناسب تر از زبان از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است.

رفتن به محتوا