گفتگوی واقعی – بر خلاف برقراری ارتباط دو طرفه – یک شکل ارتباطی کاملاً خاص و غیرقابل اجتناب با منافع برای همه شرکت کنندگان است. در این مقاله سؤال می شود که آیا دولت ها با توجه به فرم و کارکرد بسیار مطلوب خود می توانند از قوانینی استفاده کنند که سازمان ها را به انجام گفتگوی واقعی نیاز دارند. با این حال ، تجزیه و تحلیل بینش پزشک ، ماهیت روابط بین سازمان ها و ذینفعان آنها را نشان می دهد و دیدگاه های آنها نسبت به یکدیگر و ارتباط بین آنها ، مانع از انجام گفتگوی واقعی می شود. داده های تجربی حاصل از این مطالعه امکان شناسایی و بیان این موانع را برای گفتگو فراهم می آورد و زمینه مطالعات گفتگو در روابط عمومی را از این ادعا که گفتگوی واقعی در عمل پیدا نمی کند ، منتقل می کند. این تحقیق به پزشکان و دانشمندان به طور یکسان امکان می دهد که بگویند چرا گفتگوی واقعی اتفاق نمی افتد. به همین دلیل می توان شروع به تدوین استراتژی هایی برای مقابله با – و شاید غلبه بر – موانع کرد.