۱ – بحران بزرگ یونان

بدهی یونان از سال ۱۹۸۱ افزایش یافته است. بدهی ناخالص دولت مرکزی از ۲۲٫۵ میلیارد یورو در سال ۱۹۸۱ به ۱۸۱٫۳ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۶ رسیده است. در سال ۲۰۰۹ ، هنگامی که بحران بدهی خارجی حاکم شد ، به ۱۲۷٪ از تولید ناخالص داخلی خود رسید. سه دوره اصلی شناسایی شده است: ۱۹۸۱-۹۲ ، ۲۰۰۷-۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ به بعد.

توضیحات مربوط به بحران بدهی مستقل یونان را می توان ساختاری یا مبتنی بر سیاست دانست ، که بیشتر به توضیحات جهت گیری سیاسی و خطاهای سیاست بحران تقسیم می شود. توضیحات ساختاری شامل عملکرد منطقه ارزی ، تشدید جهانی شدن ، نظریه چرخه های اقتصادی ، اجرای ساختاری عدم تعادل هسته-پیرامونی ، سرنوشت تاریخی یونان برای پیش فرض ها و همچنین عناصر ساختاری بحران یونان است.

توضیحات مبتنی بر سیاستگذاری شامل دلایل تاریخی پیش فرض ، سوء مدیریت مالی دولت ، مسیری مبتنی بر تقاضا ، محور مصرف ، تحمل کسری و سطح بدهی های طولانی ، عدم استفاده از دسترسی به اعتبار ارزان برای کاهش بدهی های آن ، جمع آوری ضعیف مالیات ، فساد ، فضای سیاسی یونان ، دشمنی و چرخه های سیاسی ، پوپولیسم ، شرایط دشوار برای بخش خصوصی و کارآفرینان ، ادغام محدود تحقیقات و توسعه ، مشکلات بازار کار و نبود شغل ، ضعف های نهادی ، مانع اصلاحات ، ناکارآمدی های مختلف در بخش دولتی و فرآورده های جانبی برای انتخاب برنامه ریزی مرکزی ، بوروکراسی ، نوارهای قرمز ، حتی مهاجرت که برای آن دولت یونان مجبور به انجام برخی هزینه های لازم بود. خطاهای سیاست شامل اشتباه در کاهش هزینه ها در سال ۲۰۰۹ به محض انتخاب دولت جدید و اصلاحات و تغییرات متوالی در آمار یونان است.

در این فصل با بیان اینکه باید توجه به مبلغ بدهی به کسری تولید ناخالص داخلی باشد ، توضیح داده می شود که چرا مدل و تولید رشد یونان به خوبی کار نکرده است.

رفتن به محتوا