بسیاری از شرکت ها ، به ویژه سازمان های بزرگ و بسیار متنوع ، به طور مداوم در حال مرور راه هایی هستند که می توانند با تغییر ترکیب دارایی ها ، بدهی ها ، حقوق صاحبان سهام و عملیات ، ارزش سهامداران را افزایش دهند. به این فعالیتها عموماً به عنوان استراتژیهای بازسازی گفته می شود. تجدید ساختار ممکن است هم راهبردهای رشد و هم خروج را در بر بگیرد. استراتژی های رشد در جای دیگر این کتاب بحث شده است. تمرکز در این فصل بر روی گزینه های استراتژیک است که به شرکت امکان می دهد ارزش سهامدار را با استفاده مجدد از دارایی ها از طریق کم کردن یا تغییر مجدد شرکت مادر به حداکثر برساند. به این ترتیب ، در این فصل به بررسی انگیزه های بیشمار برای مشاغل موجود ، استراتژیهای مختلف ساختاری برای انجام این کار و اینکه چرا بنگاهها یک استراتژی را برای گزینه های دیگر انتخاب می کنند ، پرداخته شده است. در این زمینه ، کارواش های عدالت ، اسپین ها ، واگذاری ها و انشعابات به طور جداگانه بحث می شود و نه به عنوان یک شکل تخصصی یک حکاکی. این فصل با بحث در مورد آنچه که مطالعات تجربی می گویند عوامل اصلی بازده مالی برای سهامداران ناشی از انجام استراتژی های مختلف بازسازی است.