این بررسی دو جهت برای جغرافیای بحرانی آموزش و پرورش (CGE) ، یک زیر زمینه ظهور از جغرافیای بحرانی انسانی را تشریح می کند. اولا ، این انتقادات مارکسیستی در مورد مدرسه را تکرار می کند و نشان می دهد که CGE نباید با توده های موجود ، آموزش اجباری (یا شاید حتی مفهوم آموزش انبوه ، اجباری) به عنوان یک کالای خودکار اجتماعی رفتار کند. دوم اینکه ، CGE را ترغیب می کند که فراتر از مرکز تحقیقات فعلی شهرهای آمریکای شمالی حرکت کند. CGE همچنین باید سیاست و تمرین جهانی آموزش را به عنوان مؤلفه اصلی ژئوپلیتیک توسعه و قدرت نرم نظریه کند. اگر CGE در این جهات به بیرون گسترش یابد – و انتقادات خود را از افکار محوری ، فمینیستی ، خودمختاری و سایر احادیث انتقادی تیز کند – این پتانسیل را دارد که به شدت بر جغرافیای فرهنگی ، سیاسی و توسعه و همچنین نظریه انتقادی اجتماعی / مکانی عمومی تر در مؤسسات تأثیر بگذارد. جوانان ، و کار