عدالت یکی از اصلی ترین اهداف برنامه ریزی اندیشه است که در دوره های مختلف مورد پذیرش گسترده دانشمندان قرار گرفته است. با توجه به ویژگی های خاص تاریخی ، اجتماعی ، اخلاقی و فلسفی ، تئوری های مختلفی در زمینه عدالت در برنامه ریزی مطرح شده است ، اما تاکنون هیچ مطالعه ای برای کاوش و توصیف مکتب های عدالت برنامه ریزی تفکر انجام نشده است. برای این منظور ، هدف اصلی این مقاله بررسی تبارشناسی مدارس عدالت در برنامه ریزی اندیشه است. بر این اساس ، پنج آموزشگاه عدالت ، ارتباطی ، عادلانه ، انتقادی-مکانی و جنوبی در زمینه مطالعات و برنامه ریزی شهری مشخص شد. نتایج حاکی از آن است که مکاتب عدالت در برنامه ریزی فکری از عدالت در دهه ۱۹۶۰ به جریان بحرانی-مکانی و مدارس جهانی جهانی در هزاره با تأکید بر ابعاد توزیع / توزیع و توزیع رویه در مواجهه با نابرابری های اقتصادی – اجتماعی تکامل یافته اند. علاوه بر این ، مفهوم فضا نیز از طریق مفهوم مطلق از طریق مکتب عدالت به یک مفهوم دیالکتیکی و رابطه ای در مدارس انتقادی – مکانی و جنوبی تبدیل شده است. از این رو ، فضا یک موجود ذهنی یا عینی نیست بلکه یک واقعیت اجتماعی است. بررسی این مدارس نشان می دهد که آنها با خصوصیات خاص تاریخی ، اجتماعی ، اخلاقی و فلسفی شکل گرفته اند که بر آن جامعه حاکم است. با این حال ، انتقادات زیادی به هریک از این مکتب ها وجود دارد ، که عمدتاً ناشی از ریشه های فلسفی و معرفت شناختی آنها است. حتی اگر زمینه های تاریخی و جغرافیایی نیز در این نقدها موثر بوده اند. این یک واقعیت است که عدم درک ریشه های مکاتب فکری منجر به تشدید تنش های مفهومی در این زمینه می شود. این مقاله راه حلی برای این تنش ها است.