ما از یک مدل تعادل عمومی دو کالیبره شده استفاده می کنیم تا رشد حق بیمه دستمزد با مهارت بالا را در انگلستان از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۰ به طیف وسیعی از عوامل احتمالی کمک کننده تجزیه کنیم. این رویکرد ساختاری تضمین می کند که مدل استفاده شده با داده های قیمت و کمیت به طور همزمان سازگار باشد ، و به ما امکان می دهد طیف گسترده ای از مقادیر پارامتر قابل قبول را بررسی کنیم. ما می دانیم که افزایش ناچیز در حق بیمه مهارت نتیجه خالص مجموعه ای از اثرات متضاد است که برخی از آنها زیاد است. به ویژه ، تأثیر منفی بر حق بیمه مهارت از افزایش نیروی کار ماهر بیشتر ناشی از تعصب عامل تغییر فنی به نفع نیروی کار ماهر است. تا این میزان کار ما از مطالعات قبلی مبنی بر بازار کار پشتیبانی می کند ، اما نشان می دهد که اینها با تغییرات قیمت و حجم تجارت در یک چارچوب تعادل عمومی سازگار هستند. اگر فرض کنیم یک فناوری تولید تحت سلطه مکمل مهارت سرمایه باشد ، افت قیمت سرمایه (اثر مثبت بر حق بیمه مهارت) و تعصب بخش تغییر فنی به نفع بخشهای فاقد نیروی کار (اثر منفی) نیز از نظر کمی اهمیت پیدا می کند. . تأثیر تجارت بین الملل و ترجیحات مصرف کننده بر حق بیمه مهارت ، عمدتا مثبت است ، و گرچه در مقایسه با نقش تعصب فاکتور زیاد نیست ، اما همچنان به عنوان نسبت به تغییر خالص در حق بیمه دستمزد قابل توجه است. نتیجه می گیریم که یک مدل ساختاری مانند ما بینش های محکمی در مورد فرآیندی که حق بیمه مهارت را ایجاد می کنند فراهم می کند. در عین حال ، در حالی که ما با افزایش عرضه نیروی کار ماهر به عنوان برون زا رفتار می کنیم ، تحقیقات آینده ممکن است با استفاده از یک روش مدل سازی کاملاً پویا ، درونزا سازی تصمیمات کسب مهارت و سیاست های بازار کار باشد.