شهرهای مقدس نه تنها کانون ارجمند گردشگران هستند. آنها همچنین عمدتاً مؤمنان را برای اقامت در آنها جذب می کنند و باعث ایجاد تنش احتمالی بین ساکنان و گردشگران می شود. در این مطالعه نقش دینداری به عنوان تأثیر بر نگرش جوامع به گردشگری بررسی شده است. ما بیت المقدس را به عنوان یک مطالعه موردی ، شهری مقدس برای سه دین: یهودیت ، مسیحیت و اسلام بررسی می کنیم. ما بر اجتناب ناپذیری عملی تعامل ساکن یهودیان با انواع گردشگران تمرکز می کنیم. از یک نظرسنجی برای سنجش تأثیر گردشگری در شرایط اجتماعی ، اقتصادی و محیطی استفاده شده است. از شرکت کنندگان خواسته شد تا سطح رعایت مذهبی خود را مشخص کنند. از ۱۷۷۶ ساکنان یهودی که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند ، ۲۰۰ نفر خود را فوق ارتدکس ، ۹۹۴ را ارتدوکس یا سنتی تعریف کردند و ۴۹۶ نفر دیگر را سکولار معرفی کردند. متغیرهای اجتماعی و جمعیت شناختی ، از جمله میزان سود مالی حاصل از گردشگری اندازه گیری شد. به طور کلی ، افراد جهانگردی را به عنوان کمک به منافع شخصی و رونق بیت المقدس اذعان داشتند. به این ترتیب ، یافته های ما نشان می دهد که دینداری تأثیر مهمی در نگرش جامعه دارد. مطابق با تئوری فاصله اجتماعی ، دریافتیم که هرچه مذهبی افراطی تر ، به عنوان تفکیک خود از نفوذ خارجی سنجیده شود ، نسبت به جهانگردی کمتر تأیید می شوند. این یافته ها همچنین حاکی از آن است که افرادی که از گردشگری مالی بهره می برند نسبت به گردشگری تأثیر بیشتری نشان می دهند. این ارتباط طبق تئوری تبادل اجتماعی (SET) توضیح داده شده است. متغیر دوم با ویژگیهای مذهبی در تعامل است و تصویری پیچیده تر از ساکنان بیت المقدس را نشان می دهد. این نتایج به سهم عمده دینداری در ادراک گردشگری اشاره دارد ، پیامدهای آن را باید در هنگام برنامه ریزی برای تحولات شهری ، به ویژه موارد مرتبط با اماکن مقدس یا نقاط دیدنی در نظر گرفت.