مشارکت های متقابل این ظرفیت را دارند که شرکای مختلف را از پیش زمینه ها و شرایط مختلف به سمت تلاش های جمعی جامعه مداری جمع کنند. ما یک مطالعه میدانی استقرایی طولی از هشت مشارکت بین بخشی تشکیل دادیم که به عنوان سرمایه گذاری های جدید برای پرداختن به انواع چالش های اساسی اجتماعی در زمینه نابرابری عمیق در پس از آپارتاید آفریقای جنوبی تشکیل شده است. این به ما امکان می دهد تئوری و یک الگوی فرایندی را توسعه دهیم که توضیح می دهد که چگونه برخی از مشارکتها می توانند به تلاشهای جمعی اجتماعی دست یابند در حالی که دیگران در تلاشهای یک طرفه قرار دارند یا غیرفعال می شوند. اختلافات کلیدی به فرآیندهای تصویب یا عدم تحقق منافع متضاد مواد در بین ذینفعان مربوط مربوط است. نتایج ما پیامدهایی را برای گنجاندن منافع مادی در نظریه های مشارکت بخش بین المللی و درک ما از کارآفرینی در شرایط نابرابری دارد. نظریه ای که ما توسعه می دهیم ، بسترهایی برای تحقیقات آینده در مورد سازماندهی جمعی اجتماعی در زمینه هایی که بیشتر به آن نیاز دارند ، فراهم می کند.
جمعی
Translations of جمعی
AdjectiveFrequency
collective
جمعی, اشتراکی, اجتماعی, انبوه, بهم پیوسته, مشاع
plural
جمعی, صورت جمع, صیغه جمع, متعدد, فراوان
Synonyms of جمع
Noun
داستاننوزاداشغال
۹ more synonyms
See also
جمع