سیاست جنسی شهروندی و خشونت

به نظر می رسد خشونت علیه زنان حتی در آن دسته از جوامعی که زنان دارای تابعیت رسمی و برابر هستند ، بومی باشد. تئوریسین تأثیرگذار تابعیت ، T.H. مارشال ، وضعیت زنان یا حداقل زنان متاهل را از نظر برخی موارد مهم “از جنبه های عجیب و غریب” دانست. به نظر می رسد زنان در جوامع سوسیال دموکراتیک بر این خصوصیات غلبه کرده و به شهروندی کامل دست یافته اند. و با این حال ، حقوق زنان به عنوان شهروندان همچنان با خشونت ، به ویژه خشونت مبتنی بر جنسیت تضعیف می شود. به منظور پاسخ به این سؤال در مورد عدم موفقیت آشکار حقوق شهروندی در محافظت از زنان در برابر خشونت مداوم ، این مقاله حاکی از آن است که دولت در درک ما و همچنین هرگونه راهکارهای مفید برای تغییر ، یکپارچه است. براساس این استدلال که تابعیت از نظر سیاست جنسی روابط جنسی مورد اختلاف تعریف و عملی می شود ، این مقاله استدلال می کند که دولت شهروندی و خشونت را به هم متصل می کند. تداوم خشونت علیه زنان در سیاست های جنسی شهروندی نقش دارد. از این رو ، چالش خشونت علیه زنان به عنوان یک مسئله برای دولت ، شهروندی و کل جامعه شناخته شده است. کمپین ها برای شناختن این چالش در حال تبدیل شدن به منابع ارزشمندی برای فعالیت و فعالیت هستند ، همانگونه که در مبارزات اخیر و توجه رسانه ها به آن افزایش یافته است.

رفتن به محتوا