ذینفعان ، مدلهای تجاری نوآورانه برای اقتصاد مدور و عملکرد پایدار بنگاهها در یک اقتصاد نوظهور که با صداهای نهادی روبرو هستند

ادبیات مربوط به انتشار اقتصاد دایره ای (CE) به ندرت شواهد تجربی از اقتصادهای نوظهور که با خلأهای نهادی و پارادوکسهای پایداری روبرو هستند فراهم می کند. در مقابل ، با استفاده از تئوری ذینفعان ، در این مقاله یک چارچوب تحقیقاتی را امتحان می کنیم که می تواند روابط منسجم و پیچیده را بین فشار ذینفعان ، موانع و محرک های CE ، مدل های تجاری دایره ای و عملکرد پایدار شرکت ها بدست آورد. داده های اولیه مبتنی بر نظرسنجی از شرکت های صنعتی برزیل جمع آوری شده است که فاقد وضوح نظارتی در مورد اجرای CE هستند. نتایج تحقیق ما شامل نتایج مورد انتظار و غیر منتظره است: (i) متفاوت از سایر کشورها ، ارتباط ذینفعان نظارتی در برزیل به طور کامل نمی تواند تأیید شود ، و اضافه کردن پیچیدگی به موضوع. (ب) به طور غیرمنتظره ، در این تحقیق ، صاحبان شرکت یا سهامداران برجسته ترین ذینفعان بودند. (iii) ذینفعان در واقع چگونگی برخورد بنگاهها با موانع و انگیزه های CE تأثیر می گذارند. (IV) متوجه شدیم که موانع داخلی و محرک های داخلی شدیدتر از موانع خارجی تلقی می شوند ، که ممکن است تنش های سازمانی ایجاد کند. (v) تصویب یک CE توسط بنگاه ها تمایل به بهبود عملکرد پایدار آنها دارد. (vi) دارایی قبلی گواهینامه های ISO 14001 و ISO 9001 ممکن است نحوه درک شرکت ها از مزایای یک CE را کنترل کند.

رفتن به محتوا