یک کلید احتمالی برای آینده حقوق کودکان ، دادرس است. در سال ۱۹۸۱ ، نروژ نخستین دولتی شد که دفترکاری از کودکان را تأسیس کرد ، که دارای اختیارات قانونی برای حمایت از کودکان و اجرای حقوق آنها است. این مقاله نمایانگر اولین تحلیل متقابل ملی دفاتر Ombudsperson کودکان است. ما از تجزیه و تحلیل مقایسه ای کیفی ، که مبتنی بر جبر بولی است ، استفاده می کنیم تا توضیحات مربوط به اینکه چرا دفتر ملی اوباد اسپرس کودکان در سال ۱۹۳ کشور تا سال ۲۰۰۰ تأسیس نشده یا تأسیس نشده است را مورد بررسی قرار دهیم. تحقیقات ما نشان می دهد که نوآوری در سیاست های اجتماعی به نیاز پاسخ می دهد و مشروط است. در مورد ثروت کشور ، اما از طریق حقوق سیاسی شدید یا عضویت در معاهدات بین المللی واسطه می شود. این کار نشان می دهد که تحقیقات آینده باید درنهایت تأسیس دفاتر بازرسان کودکان و حقوق کودکانی که یک حقوقدان در مورد اجرای آن تلاش می کند ، مورد توجه قرار گیرد.