آموزش گردشگری غالباً با جذب دانشجو با کیفیت پایین ، تعامل ناموجود و عملکرد تحصیلی ضعیف تر منجر به آرزوهای شغلی نامشخص می شود. آرزوهای پایین تمایل دارند در بین دانشجویان جهانگردی غالب باشند و بسیاری از آنها علاقه چندانی به صنعت به عنوان گزینه بلند مدت حرفه ای ندارند. این به نوبه خود بر درک کارفرمایان و اشتغال فارغ التحصیلان تأثیر می گذارد. ما در این مطالعه کیفی از تئوری توانایی و عدم اطمینان استفاده می کنیم تا آرزوها ، درک اشتغال ، موانع و انتظارات دانشجویان فارغ التحصیل از یک برنامه گردشگری در یک دانشگاه پس از ۹۲ انگلیس را درک کنیم. ما تفاوتهای چشمگیری در آرزوها و وضوح و قدردانی از فرصت های موجود در این نمونه مشاهده می کنیم و توصیه های مناسبی را ارائه می دهیم که می تواند منجر به تعامل بیشتر با صنعت گردشگری و اشتغالزایی طولانی مدت شود.