کنترل سرمایه به عنوان محدودیت در گردش سرمایه ابزاری است که به عنوان درمانی برای بی ثبات کننده حرکت در دهه ۱۹۷۰ (به عنوان مثال ، توبین ، ۱۹۷۸) علیرغم انتقاداتی که به آنها شده است پیشنهاد شده است (ادواردز ، ۱۹۹۹). کنترل سرمایه دوباره در طول بحران مالی اروپا و محدودیت های اعمال شده در جریان سرمایه در قبرس و یونان از بین رفت. اینها اولین نمونه از اجرای کنترل سرمایه در تاریخ اتحادیه اروپا بود و تأثیرات مختلفی بر وضعیت مالی شرکتها داشت. با استفاده از نمونه ای از کشورهای اتحادیه اروپا و تمایز بین دوره های ریاضت اقتصادی و کنترل سرمایه ، اثرات کنترل سرمایه بر نقدینگی سهام بنگاه ها را ارزیابی می کنیم. همه کشورهای نمونه دارای یک چارچوب گزارشگری مالی مشترک (استاندارد بین المللی گزارشگری مالی -IFRS) هستند و برخی از آنها اقدامات مختلفی را از شدت کمتری مانند افزایش نرخ مالیات گرفته تا شدیدتر مانند اجرای برنامه کنترل سرمایه ، در تلاش برای تثبیت اقتصاد خود. برای انجام این کار ، ما به طور مشخص دو عامل حسابداری عدم تقارن اطلاعات ، یعنی محافظه کاری مشروط و سطح مدیریت سود را درگیر می کنیم. نتایج ما نشان می دهد که کیفیت گزارشگری مالی با اندازه گیری بالاتر از محافظه کاری شرطی و مدیریت سود پایین تر برای نقدینگی سودمند است. اما ، در دوره کنترل سرمایه ، رابطه بین محافظه کاری مشروط و نقدینگی منفی می شود و این رابطه منفی به بنگاه های کم خطر تر مربوط می شود. بنابراین ، رابطه منفی بین محافظه کاری مشروط و نقدینگی احتمالاً به دلیل سرمایه گذار نگه داشتن بنگاه های محافظه کار بیشتر در اوراق بهادار خود به عنوان معیاری در برابر بحران باشد.