تأثیر قواعد انتخاباتی اکثریت و متناسب بر سیاست به طور گسترده در ادبیات مورد بررسی قرار گرفته است اما مطالعات بین المللی نتوانسته اند به درستی سیستم های مختلط را در تحلیل های نهادی بگنجانند. این مقاله یک استدلال نظری در مورد پیامدهای نوع جدیدی از قوانین انتخاباتی در مقایسه با دو سیستم “خالص” قدیمی تر ارائه می دهد. تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره از داده ها از شانزده کشور اروپای شرقی برای آزمایش فرضیه های اصلی در مورد اثر نسبی سیستم های مختلط و اهمیت طراحی خاص آنها استفاده می شود. نتایج حاکی از آن است که سیستمهای مختلط اروپای شرقی در انتخاب کمتر برندگان بزرگتر نقش داشته اند و می توانند تحول سیستمهای حزبی نسبتاً پراکنده را تحریک کنند. یافته ها نشان می دهد که مکانیسم های موثری در اختیار مهندسان انتخابات برای شکل دادن به اکثریت پارلمان تحت قوانین مختلط است.