محققان بررسی روابط بین طب سنتی و زیست پزشکی ، دو گرایش متضاد را مشاهده کرده اند. برخی اظهار داشتند که استفاده از بیولوژیک و مفاهیم زیست پزشکی استفاده از طب سنتی و اعتقادات پزشکی را جابجا می کند. محققان دیگر دریافتند که طب سنتی و زیست پزشکی می توانند با یکدیگر ، مکمل و ترکیب شوند.
در این مقاله از یک مدل اقتصاد سنجی و داده های کمی برای آزمایش ارتباط بین دانش فردی از داروها و دانش فردی گیاهان دارویی استفاده می شود. ما از داده های یک نظرسنجی در میان ۱۳۶ سرپرست خانوار ساکن در یک جامعه بومی روستایی در اواکساکا ، مکزیک استفاده می کنیم. داده ها به عنوان بخشی از کارهای میدانی بلند مدت که بین آوریل ۲۰۰۵ تا آگوست ۲۰۰۶ و بین دسامبر ۲۰۰۶ و آوریل ۲۰۰۷ انجام شده است ، جمع آوری شد. ما بین دانش فرد از گیاهان دارویی و دانش فرد مشابه در مورد داروهای دارویی و همچنین بین رابطه مثبت معنی دار وجود داشت. استفاده او از گیاهان دارویی و استفاده از داروها. همچنین بین استفاده از گیاهان دارویی و آموزش مدرسه رابطه منفی پیدا کردیم. نتایج ما نشان می دهد که ، در محل مطالعه ، دانش فردی از گیاهان دارویی و دانش فردی از داروها به شکلی وجود دارد که ممکن است به عنوان مکمل تعبیر شود. نتیجه می گیریم که سازمان اجتماعی درگیر در استفاده از داروها از هر دو داروی سنتی و بیولوژیک از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، زیرا یافته های ما نشان می دهد که استفاده از داروها به تنهایی با کاهش دانش / استفاده از گیاهان دارویی همراه نیست.
نکات برجسته
► ما نشان می دهیم که بومیان مکزیک دانش گیاهان دارویی را با دانش دارویی جایگزین نمی کنند. ما این فرضیه را آزمایش می کنیم که افراد شاغل که دانش بیشتری در مورد داروهای دارویی دارند ، دانش کمتری به گیاهان دارویی دارند. results نتایج ما حاکی از آن است که دانش فردی از گیاهان دارویی و دانش فردی در مورد داروهای دارویی می توانند وجود داشته باشند. ► نتایج با مفروضات رایج در مورد نگهداری از طب سنتی و از بین رفتن دانش اتنوبوتانیک مخالف هستند. results نتایج و روشهای ما درهای جدیدی را برای تحقیقات جدید در مورد روابط بین طب سنتی و زیست پزشکی ایجاد می کند.