در این مقاله به همکاری و پتانسیل تجارت بین سیاستهای کاهش انتشار و اهداف توسعه پایدار پرداخته شده است. به طور خاص ، ارزیابی قبلی را ارائه می دهد که تأثیرات مشارکتهای تعیین شده ملی (NDC) ، که براساس توافق نامه پاریس ارائه شده است ، بر اهداف توسعه پایدار (SDG) از بین بردن فقر (SDG1) و کاهش نابرابری درآمد (SDG10) خواهد داشت. . از طریق این تحقیق ما به پاسخ به سؤالات زیر می پردازیم: آیا سیاست کاهش همیشه حاکی از تجارت با اهداف توسعه است؟ اگر این مورد باشد ، میزان تأثیر معماری جدید بین المللی آب و هوا بر فقر و نابرابری چیست؟ این مقاله با ترکیب یک تحلیل تجربی با یک تمرین مدل سازی ، روند آینده شیوع فقر و نابرابری را در کشورها در یک سناریو مرجع و تحت یک سیاست کاهش آب و هوا با برنامه های بازیابی درآمد جایگزین برآورد می کند. مطالعه ما نشان می دهد که اجرای کامل سهم کاهش انتشار ، بیان شده در NDC ، پیش بینی می شود که تلاش برای کاهش فقر را تا سال ۲۰۳۰ کاهش دهد (۴٫۲٪ جمعیت زیر خط فقر در مقایسه با سناریوی پایه). کشورهایی که اهداف کاهش نسبتاً دقیق تری را پیشنهاد کرده اند و هزینه های سیاست بیشتری را متحمل می شوند. در مقابل ، تأثیر سیاست آب و هوا بر نابرابری نشانه های متضادی نشان می دهد اما بسیار محدود باقی مانده است. اگر حمایت مالی از اقدامات کاهش در کشورهای در حال توسعه از طریق صندوق بین المللی اقلیم ارائه شود ، شیوع فقر در سطح کل کمی کاهش می یابد ، اما اثر خاص کشور بستگی به اندازه نسبی وجوهی دارد که به کشورهای ذی نفع و به آنها منتقل می شود. ساختار اقتصادی نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل ما به ادبیات نوظهور در مورد پیوندها بین سیاست تغییرات آب و هوا و توسعه پایدار کمک می کند ، اگرچه فقط بخشی از سیستم پیچیده روابط متقابل و بازخورد مناسب SDG ها را ضبط می کنیم. علاوه بر این ، با توجه به اهمیت سیاست ، بحث را در مورد اجرای توافق نامه پاریس و ابزارهای تأمین اعتبار آب و هوا بیشتر می کند.