هنگامی که جهان رنگی یافت: احساسات ، حواس و فضاها در حسابهای معاصر انقلاب مخملی چکوسلواکی

دو دهه پس از نتیجه گیری چشمگیر حکومت سوسیالیستی در چکسلواکی ، یادآوری های شخصی چک از انقلاب مخملی ۱۹۸۹ ، نقطه ضعف به تاریخ های رسمی این دوره با کمرنگ کردن نقش انقلاب به عنوان یک کاتالیزور برای نوسازی سیاسی و اقتصادی برای تمرکز بر عاطفه آن ارائه می دهد. ، ابعاد حسی و سایر ابعاد بدن. در این مقاله ، من استدلال می کنم که خاطرات شخصی چک در سال ۱۹۸۹ ، احساس برجستگی (در اصطلاحات محلی) “با زندگی” از طریق انقلاب را با برجسته کردن تأثیر عاطفی و حسی آن و یافتن خود جسمی در فضاهای محلی ، عمومی که سرمایه گذاری شده اند ، منتقل می کنند. با معانی سیاسی و سیاسی جدید بسیار مهم در اینجا مکان نه تنها حافظه بلکه احساسات ، تأثیر و احساس در سایتهایی است که از نظر فرهنگی به عنوان “عمومی” کدگذاری شده و تمایز به قلمروهای “خصوصی” از خانواده ، خانواده و بدن نشان می دهد که نشان می دهد چگونه انقلاب باعث ایجاد پارگی تجربی قابل توجهی بین این دو حوزه شد. با انجام این کار ، این حساب ها نشان می دهد که چگونه سایت های محلی می توانند به نه تنها خاطرات تاریخی شخصی و جمعی تبدیل شوند ، بلکه دلهره های عاطفی و حسی از واقعیت را رقم می زنند.

رفتن به محتوا