زمینه
تابعیت در لبنان از طریق تبار پدرانه منتقل می شود و فرزندان زنانی را که با بیگانگان ازدواج کرده اند از حقوق شهروندی ، حمایت قانونی و خدمات بهداشتی و اجتماعی محروم می کند. کودکان پدران فلسطینی به ویژه به دلیل بی تابعیت بودن محروم می شوند. فراخوان ها برای حذف تبعیض جنسیتی از قانون تابعیت لبنان ، غالباً با ترس لبنان از طبیعی شدن تعداد زیادی از فلسطینی ها همراه است. ما بررسی کردیم که آیا این ترس در گرو جلوگیری از ازدواج زنان لبنانی با مردان فلسطینی از ملیت بودن فرزندانشان است.
مواد و روش ها
این تحقیق بر اساس کیفی مختلط (۱۳ بحث در گروه متمرکز ، که هر یک شامل ۸-۱۵ شرکت کننده لبنانی در سن ، وضعیت اجتماعی اقتصادی و جهت گیری سیاسی) و داده های کمی (یک نظرسنجی از ۴۵۰ شهروند بالغ لبنانی ، ۴۱ – ۴ men مرد بود. و ۵۸ · ۶٪ زنانی که در بیروت بزرگ زندگی می کردند) در سال ۲۰۱۱ جمع آوری شدند. داده های کانونی با استفاده از برنامه نویسی باز و موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از داده های این تحقیق برای آزمایش این فرضیه استفاده شد که برداشت های عمومی از لبنان به معنای اعطای تابعیت به فرزندان زنانی است که با مردان فلسطینی ازدواج کرده اند.
یافته ها
یافته های کیفی نشان می دهد که لبنانی ها ، مردان فلسطینی را همسر و پدر نامطلوب می دانند ، عمدتاً به دلیل محدودیت های قانونی که می تواند مشکلات زنان و فرزندانشان را به وجود آورد. با این حال ، داده های این نظرسنجی ، به طور کلی حمایت عمومی را برای اعطای اجازه به زنان لبنانی متاهل با مردان فلسطینی حق واگذاری تابعیت به فرزندانشان ارائه می دهند. زنان در مقایسه با مردان از حمایت قابل توجهی برخوردار بودند. ۸۴ · ۵٪ از خانمها پاسخ دادند که با این سیاست در مقابل ۷۴٪ ۲٪ مردان موافق هستند یا به شدت موافق هستند (χ۲ = ۱۵ · ۷۰ ، p = 0 · ۰۰۳). این سطح بالای حمایت همگام با مقولات جامعهشناختی بوده و تحت تأثیر قدرت شناسایی با دین یا فرقه نبوده است. حق شهروندی فرزندان نسبت به سایر حقوق (به عنوان مثال اشتغال) حمایت عمومی بیشتری داشت.
تفسیر
یافته های ما نشان می دهد که افکار عمومی لبنان از حق زنان لبنانی برای اعطای ملیت به فرزندان خود پشتیبانی می کند ، حتی اگر پدر کودک فلسطینی باشد. به نظر می رسد حمایت از برابری جنسیتی در شهروندی بر تعصبات ضد فلسطین در رابطه با بهزیستی فرزندان زنان لبنانی غلبه دارد.
منابع مالی
جمع آوری داده ها برای این مطالعه با کمک هزینه ای از سوی موسسه سیاستگذاری عمومی و امور بین الملل ایسام فارس در دانشگاه آمریکایی بیروت انجام شد.