مدلهای تعادل عمومی چند مقطعی اسبهای کاری هستند که برای تجزیه و تحلیل تأثیر قیمت کربن در بحث سیاستهای آب و هوا استفاده می شوند. چنین مدل هایی معمولاً صنایع مجزایی برای نمایندگی ذغال سنگ ، سوخت های مایع و تولید گاز دارند که در آن بازده با گذشت زمان توسط شاخص های کمیت و قیمت نشان داده می شود. صنایعی که این سوخت ها را خریداری می کنند ، از یک مقدار همگن مشترک استفاده نمی کنند (به عنوان مثال ، ذغال سنگ بخار در مقابل ذغال سنگ متالورژیکی) و از شاخص های قیمت خرید متمایز برخوردار هستند. در حسابداری برای استفاده از انرژی یا انتشار CO2 ، مدل سازان تصمیم می گیرند ضریب های پایین به بالا را به یک شاخص ورودی بخش خاص یا از بالا به پایین به یک شاخص خروجی متوسط بچسبانند ، و این انتخاب تأثیر مستقیمی بر بروز مالیات کربن دارد. ما بحث می کنیم که چگونه روش های مختلف حسابداری برای تفاوت در قیمت ها می تواند تأثیر زیادی در تاثیر شبیه سازی شده قیمت کربن داشته باشد. ما بر اهمیت این نکته که مدلسازان در مورد روشهایشان صریح باشند تأکید می کنیم.