بهره وری کشاورزی ، کار اجیر ، دستمزد و فقر: شواهدی از بنگلادش

عملکرد برنج و دستمزد واقعی کشاورزی در بنگلادش به ترتیب از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ به ترتیب ۳٫۸ و ۲٫۱ درصد در سال افزایش یافته است. در همین مدت ، سهم کار اجیر شده در کشاورزی از ۱۹٫۴ درصد به ۱۵٫۵ درصد کاهش یافته است. تمرکز این مقاله این است که بدانیم آیا تغییرات مشاهده شده در دستمزدها و کار اجیر شده تا حدی ناشی از رشد بهره‌وری کشاورزی است که در افزایش عملکرد برنج منعکس شده است. برای تخمین اثرات بهره وری کشاورزی ، ما از مجموعه داده های پانل Upazila (زیرمجموعه) طبقه بندی شده از بنگلادش استفاده می کنیم و از تغییرات بارندگی در سراسر Upazilas و با گذشت زمان بهره برداری می کنیم. ما می دانیم که شوک بارندگی مثبت تأثیر مثبتی بر عملکرد محصول ، دستمزدها ، سرانه هزینه های خانوار و نیروی کار تأمین شده برای فعالیت های بازار (از جمله کشاورزی خود) دارد. در مقابل ، تأثیر کار اجیر شده منفی و از نظر آماری معنی دار است. در یک مدل نئوکلاسیک استاندارد ، بهره وری بالاتر کشاورزی بر دستمزد و نیروی کار اجیر شده از طریق تقاضای نیروی کار تأثیر می گذارد. یک تغییر جهت (سمت چپ) هم دستمزد و هم میزان کار اجیر شده را کاهش می دهد. یافته پاسخی برای استخدام پاسخ منفی به رشد بهره وری کشاورزی با دستمزدی بالاتر در نتیجه گیج کننده است. ما مدلی را توسعه می دهیم که ناهمگنی در پاسخ به نیروی کار به دلیل تفاوت در بهره وری در تولید کالاهای خانگی می تواند به کاهش نیروی کار اجیر منجر شود که بهره وری کشاورزی افزایش یابد ، حتی اگر دستمزد تعادلی افزایش یابد. از آنجا که فقرا در مناطق روستایی به طور نامتناسب به کار دستمزد بستگی دارند ، کاهش نیروی کار اجیر ممکن است توسط برخی تعبیر شود که این امر تأثیرات منفی بر فقر و نابرابری دارد. با این حال ، تجزیه و تحلیل نظری نشان می دهد که فقیر از رشد بهره وری کشاورزی حتی هنگامی که پاسخ های عرضه نیروی کار منجر به کاهش کار اجیر شده باشد ، بهره می برند.

رفتن به محتوا