در این مقاله ، چگونگی ارتباط دانشگاهیان حسابداری از طریق ارتباط با آژانس جنبش های اجتماعی می تواند در تحولات رهایی اجتماعی کمک کند. یک بررسی کار حسابداری مهم در خصوص خصوصی سازی ریلی در انگلیس انجام شده است و مقایسه ای با سایر موارد دانشگاهیان حسابداری که با جنبش های اجتماعی کار می کنند صورت گرفته است. کار گذشته بر پیش اشغال بوردیوسیایی با استقلال فکری از جنبشهای اجتماعی تأکید دارد. در عوض جایگزینی – درک گرامشی از پتانسیل “روشنفکران ارگانیک” برای رشد آگاهی زیرزمینی ارائه شده است. این چارچوب بحث در مورد شباهت ها و تفاوت های بین کار حساس حسابداری دانشگاهی با جنبش های اجتماعی راه آهن ، در مقایسه با تلاش های گذشته است. سؤالات اصلی مورد بحث عبارتند از: محققان حسابداری چه ارزشی را به جنبش های اجتماعی می آورند ، و چگونه می توانیم از “موفقیتهای” فعالیتهایمان داوری و یاد بگیریم؟ آیا برای آکادمیک های منتقد ترجیح داده است که ضمن تلاش برای کمک به جنبش های اجتماعی زیرسطحی ، استقلال خود را از مبارزه طبقاتی حفظ کنند؟ آیا نولیبرالیزاسیون آموزش عالی مانع از عملکرد جنبش اجتماعی می شود؟ و اگر نباشد ، چگونه می توان محدودیت هایی که در فعالیت های ما ایجاد می کند بر طرف شد؟ استدلال می شود که یک پراکسی سیاسی ، محور سیاسی ، در حدس فعلی ممکن و مطلوب است ، اما نمونه ها و مطالعات بیشتری لازم است.