تولید نقدینگی

استانداردهای ملی حسابداری از سال ۱۹۵۳ به نوعی اندازه گیری غیرمستقیم خدمات مالی را شامل می شود. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ Donovan ، Barnett و Hancock یک چارچوب نظری برای این اندازه گیری ها ارائه دادند و استانداردهای ملی حسابداری ، سیستم حسابهای ملی — SNA — از آن زمان تاکنون. در سال ۱۹۹۳ روشی به نام FISIM (خدمات واسطه گری مالی که به طور غیر مستقیم اندازه گیری می شود) اتخاذ کرده است که شبیه رویکرد هزینه کاربر این اقتصاددانان برای اندازه گیری خدمات مالی است. حسابداران ملی از سال ۱۹۹۳ با چگونگی تعیین یک مؤلفه اصلی محاسبه – نرخ مرجع بهره – در تلاش هستند. علاوه بر این ، طی چند سال گذشته ، انتقادی از SNA توسط Basu ، Inklaar ، Wang و دیگران به این نتیجه رسیده است که این استانداردها اهمیت خدمات مالی را در تولید ناخالص داخلی بیش از حد برجسته می کند ، زیرا آنها شامل پاداش ریسک در بازده ابزارهای مالی ، اجازه تأمین بودجه هستند. برای تأثیرگذاری بر مازاد عملیاتی و ارزش افزوده بانکها ، که بسیار اهرم هستند. با این حال ، راه حل منتقدین تأثیر جانبی تأسف انگیز در پاکسازی خدمات نقدینگی از حساب تولید SNA دارد. ما نرخ بهره SNA را به عنوان هزینه سرمایه نهاد مالی تعیین می کنیم. در حالی که ما موافق هستیم که تأمین مالی (اهرم) نباید تأثیر آن را بر ارزش افزوده بانکی تحت جدیدترین استانداردهای SNA داشته باشد ، می دانیم که این محدوده باریک ابزار مالی و پوشش واحد محاسبه است نه درج ریسک. پاداش که منبع مشکل است. ما در مورد پیامدهای هزینه نرخ مرجع سرمایه و پوشش وسیع ابزار با استفاده از داده های ایالات متحده برای سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۱ ، دوره ای را که بحران مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ را تحت تأثیر قرار داده است ، بررسی کردیم.

رفتن به محتوا