روابط انسان و گوشتخوار: یک بررسی منظم

ما برای توصیف تحقیق در مورد روابط انسان و گوشتخوار با توجه به (i) توزیع زمانی و جغرافیایی ، (ب) زیست شناسی ، (iii) روابط بین گوشتخواران و انسانها ، یک بررسی منظم از ۵۰۲ مقاله ، بین ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ منتشر کردیم. ) بازیگران اجتماعی ، (v) محرکهای تغییر ، (vi) مدیریت ، و (vii) روشهای کاربردی. ما برای شناسایی و توصیف خوشه های موضوعی مورد استفاده در تحقیقات روابط انسانی و گوشتخواری ، ما یک تجزیه و تحلیل مکاتبات محروم و آزمونهای کروسکال-والیس انجام دادیم. نتایج ما نشان می دهد که تحقیقات تاکنون عمیقاً مغرضانه بوده و چهار شکاف مهم در دانش کشف شده است. اول ، ما فهمیدیم که مطالعات بیشتری در شمال جهانی نسبت به گلوب جنوبی انجام شده است ، اگرچه خطرات و مزایای زندگی در کنار گوشتخواران در کره جنوبی نیز به همان اندازه وجود دارد. دوم ، بیشتر تحقیقات بر روی شکارچیان بزرگ متمرکز شده است ، در حالی که گوشتخواران کوچک و متوسط ​​نیز منبع خسارت و خدمات اکوسیستم هستند. سوم ، روابط اغلب درگیر درگیریها و توجه کمی به خدمات احتمالی اکوسیستم بودند. چهارم ، بیشتر تحقیقات با استفاده از روشهای علوم طبیعی انجام شد ، با وجود اینکه روشهای ارائه شده در علوم اجتماعی در این زمینه چیزهای زیادی برای ارائه دارند. تحقیقات به هفت خوشه موضوعی متمرکز شده است: (۱) خرس های آمریکای شمالی ، (۲) گوشتخوار بزرگ آفریقا ، (۳) تحقیقات اجتماعی در آمریکا ، (۴) مزو گوشت خوار ، (۵) گربه های آسیایی ، (۶) مغایر با گرگ خاکستری ، و (۷) خسارت به دارایی انسان. این نتایج ، لزوم انجام پژوهش های جامع و اکولوژیکی اجتماعی تر در مورد روابط انسان و گوشتخوار را تأکید می کند. ما بحث می کنیم که چگونه پرداختن به شکافهای دانش موجود می تواند به کاهش درگیریها و همچنین تقویت همزیستی بین انسانها و گونه های گوشتخواران کمک کند.
 
زیست
Translations of زیست
NounFrequency
life
زندگی, عمر, حیات, جان, دوام, زیست
existence
وجود, هستی, موجودیت, زندگی, زیست, بایش
subsistence
امرار معاش, معاش, وسیله معیشت, اعاشه, گذران, زیست
work
کار, شغل, وظیفه, ساخت, عملیات, زیست
inhabitancy
اقامت, سکنی, حق سکنی, زیست, اشغال, تصرف
Synonyms of زیستن
Verb
زیست کردنبودنوجود داشتنموجود بودن
See also
زیستن

رفتن به محتوا