هدف: مطالعه به منظور ارزیابی آیا ترکیب روان درمانی با برنامه توانبخشی عمومی باعث بهبود اضافی در شدت درد ، کارکردهای اندام فوقانی و حجم ادم در بیماران مبتلا به سندرم درد ناشی از پیشرفت مغزی (CRPS) می شود. طراحی: کارآزمایی کنترل شده تصادفی. تنظیم: بیمارستان آموزشی و تحقیقاتی. شرکت کنندگان: ۳۰ بیمار مبتلا به همی پلژیک با مرحله حاد حاد CRPS نوع ۱ از اندام فوقانی. مداخلات: بیماران به طور تصادفی به ۲ گروه تقسیم شدند. هر دو گروه یک برنامه توان بخشی معمول ۳ هفته ای (۵ روز در هفته ، ۲-۴ ساعت در روز) دریافت کردند. گروه آزمایش ۱۵ جلسه نرم افزار اضافی مایعات درمانی را در اندام فوقانی مبتلا (۴۰ درجه سانتیگراد ، ۲۰ دقیقه در حالت مداوم ، ۵ جلسه در هفته) دریافت کردند. اقدامات اصلی نتیجه: ما ادم بازوی دیستال فوقانی را با یک ولوم سنج ارزیابی کردیم. سایر مقیاسهای ارزیابی بالینی مورد استفاده عبارتند از: مراحل بازیابی Brunnstrom از بازو و بازو برای بازیابی حرکتی ، موارد حرکتی از استقلال عملکردی برای وضعیت عملکردی ، مقیاس آنالوگ بصری برای شدت درد و پرسشنامه painDETECT برای حضور و شدت درد نوروپاتیک. یافته ها: میانگین سنی افراد شرکت کننده ۶/۱۱ ۶ ۶/۶۴ سال (۸۴- ۲۸) بود. در ارزیابی بعد از مداخله ، پیشرفت چشمگیری در رابطه با حجم ادم ، مقیاس آنالوگ بینایی درد ، نمرات اندازه گیری درد و استقلال عملکردی و مراحل Brunnstrom در اندام فوقانی و دست در هر دو گروه نشان داده شد (۰۵ / ۰P <). اما از بین پارامترهای ذکر شده در بالا ، فقط کاهش حجم ادم و نمرات painDETECT در گروه سیال درمانی نسبت به گروه کنترل بیشتر بود (P <0.05). نتیجه گیری: افزودن مایعات درمانی به برنامه توانبخشی معمولی ، بهبود بهتری در درد نوروپاتی و حجم ادم در مرحله خستگی بعد از سکته مغزی در مرحله تحت حاد ایجاد می کند.